تبليغاتX
اشك بارون -

چند روزی  ست که من غم میخورم

 غم که نه هرروز کم کم میخورم

حافظ   دیوانه فالم را گرفت

یک غزل آمد که حالم را گرفت

((ما زیاران چشم دوستی داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

آب میخواهم سرابم میدهند

عشق می ورزم عذابم میدهند

راه دریا را چرا گم کرده ام من که با دریا تراکم کرده ام

 بس کن ای دل نا بسامانی بس است

کافرم دیگر مسلمانی بس است))

 

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 11:48 | لینک  |