تبليغاتX
اشك بارون - تو چي هستي ...

تو مثل يک اتفاقي که ميخواد يک روز بيفته مثل اون شعر تقدير که هيچ کسي هنوز نگفته مثل قاب عکس زردي که نشسته روي ديوار مثل اشک هايي که اروم ميچکنند رو سيم گيتار دست تو حسي مثل چيدن سيب هاي قرمز مثل سينه ريزي که روش مينويسند بي تو هرگز بي تو هرگز بي توهرگز بي توهرگز .
يه تاقه پارچه مشکي يک اگهي ترحيم يک دسته گل روي دري هميشه بسته يک قاب عکس رو ديوار ساعت هيشه خوابيده گلدون و پنجره ام که دل شکسته يک مرد بي هويت يک نامه وصيت يک حلقه توي دست مرد خسته رفتي و جات خالي شد تو خونم اتيشو باز کشيدي به جونم مي دونم که حرفاي قشنگت چيزي نيست جز اشکي رو گونم

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 17:17 | لینک  |