تبليغاتX
اشك بارون

همیشه امتحان های آخری سخت تر از بقیه امتحانان

حالا یا مثل امتحان درسای دانشگاه

یا امتحانای روزگار

امتحان آخری توی هر جفتشون سخت بود

کاش خدا یه قدرتی واسه بنده هاش گذاشته بود که سختی و راحتی رو با هم مخلوط کنن همش می شد تعادل

اگه می شد خوب نبود ولی بهتر از الان بود

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 21:54 | لینک  | 

امروز چه روزیه؟؟؟؟؟؟؟؟

۴شنبه ؟

واااااااااااااااااااااااای

فردا امتحان دارم هیچی نخوندم

بچه ها این روزا یه خبراییه نمی دونم چه خبر ولی می دونم یه چیزی هست

شما می دونین؟

به نظر شما چی میتونه باشه

خوبه یا بده؟

هر چی هست به فال نیک میگیریم

امیدوارم همونی باشه که فکرشو می کنم ولی مثبتش نه منفی

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 19:11 | لینک  | 

salam

khob emro0zam mesle baghieye ro0za ba joziyate khodesh gozasht

emro0z 2shanbe bo0d

emshab shabe 3 shanbe

ye chenin shabi man shabe avale veda'am bo0d

ey kash vagheiyat dasht

ey kash jesme bi ro0hamam ba ro0ham hamrah mishod

ey kash tanhai tamum mishod

sama montazeret hastam

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 20:42 | لینک  | 

تو مرا مي بيني

كه در اين خاك غريب به حسد مي نگرم و رگم مي جوشد.

من تو را مي بينم

هر صبح، هر شب-/

كه سرابت چه صنم گونه مرا مي خواند

تو مرا مي بيني

كه شب افسوس كنان، چشم من بر لب تو مي افتد و دلم مي لرزد.

من تو را مي بينم

كه در آغوشه ي سيال هوا مي رقصي

و لبي بر لب بي شهوت مَه مي بخشي

من تو را مي بينم

كه چشمكت در حوض است

و نگاهت به نگاه آب است.

تو مرا مي بيني كه تنم مي لرزد!

خون من مي جوشد و تنم مي پوسد...

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 20:35 | لینک  | 

سلام

امروز ۲۷/۳/۸۶

و ۱۷/۶/۲۰۰۷

emro0z asr sa@ fekr konam 4:45 ta 5:15 yek mahegish tamum mishe

emro0z yek mahe ke man mordam

emro0z az hame ro0z ashkaye baro0n bishtare

deghat konin mibinin

سه غم آمد به جانم هر سه یک بار

 اسیری و غریبی و غم یار

 اسیری و غریبی چاره داره

 غم یار و غم یار و غم یار

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 12:34 | لینک  | 

امتحان امروزمم تموم شد

بد نبود به خير گذشت

يه دونه ديگه مونده اونم ان شاالله كه با دعاهاي شماها مي گذرونيم

البته اگه بتونم و مثل قبليا دوباره از دوري ننويسم

يه صفحه جديد خواستم باز كنم ولي نمي دونم ميشه يا نه

ميشه؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 19:42 | لینک  | 

مرگ آن نیست که در قبر سیاه بگذاری مرا

مرگ آن است که به خاطره ها بسپاری مرا

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 18:3 | لینک  | 

پسرک هميشه ميگفت: من براي نجابت ، وفا و زيباييت عاشق تو شدم. دخترک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد... اسب ، سگ و يک پرنده زيبا! تا پسرک خواست دليل اينکار را بپرسد... دخترک رفته بود. براي هميشه

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 19:57 | لینک  | 

باران ببار كه دلم

 

 

 هواي يارم كرده

 

 

 

 است

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 19:54 | لینک  | 

salam

emro0z 4shanbast

do ro0ze pish yeki az azizanam behem ye harfi zado gozasht raft

hala bade 2 ro0z tu net didamesh

azash khastam ke behem bege chi shode chera un harfo zado edamasho nagoft

........halam ke goft

......kash mitunestam begam khodaya

kash mishod dobare az khoda azizamo bekham

age gharare tanha basham inja tanha nabasham

kash mishod ba khak hamdam mishodam ta tanhai ro ziad hes nemikardam

bacheha vase azizam doa konin

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 11:43 | لینک  | 

هیچگاه گریه نکن ....

هیچ کس لیاقت اشکهای تورا ندارد .....

و کسی که چنین لیاقتی را دارد.....

هیچگاه باعث اشک ریختن تو نمی شود....

(گابریل گارسیا مارکس)

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 19:21 | لینک  | 

هر كلمه و هر لحظه از تو مي نويسم نمي دانم همسفر كدامين غروبي؟ ولي

من همينجا منتظر بازگشت تو خواهم ماند... قرارمون همينجا توي جاده

تنهايي سر دو راهيه رفتن و ماندن كنار تابلوي عشق و نفرت زير سايه درخت سبز

اميد من نشسته ام روي صندلي انتظار ممكنه گيسوانم سفيد باشد , اما قلبم

مثل نفسهايم گرم است.... مطمئنم مرا خواهي شناخت

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 12:45 | لینک  | 

salam

emro0zam ye ro0ze dige az ro0zaye khodas

emro0z ye khorde sare halam

chera?

vaghean chera?

aslan chera halam gerefte bo0d

hala chera sare halam?

farda emtehane osul2 daram

hanuz natunestam ye faslesham tamum konam

ehtemaln farda halamdobare gereftas

bad az emtehan damagh misham ke chera emtehanam kharab shod

chera kharab shod?

babye now

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 12:43 | لینک  | 

هر لحظه كه ميگذره

هر ثانيه كه ساعت شماته اي جلو ميره و ديلينگ ديلينگ مي كنه

هر سايه اي كه از بالا مي بينمو رو ميكنه كه بياد پايين قلبم مي خواد وايسه

تو دلم مي گم اومد.........خدايا ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با خودم ميگم اگه اون باشه اگه بياد و ببينمش چي بهش بگم؟

چي كار كنم؟ سرمو بندازم پايين؟ جلو پاش بلند شم؟ جلوش زانو بزنم؟

ولي حيف......

وقتي كه اون سايه به پايين مي رسه همه نقشه هام نقش بر آب ميشن

دوباره منتظر مي مونم كه يه سايه از بالا قصد كنه بياد پايين....

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 12:51 | لینک  | 

salam

chand vaghti bo0d ke donbale ye jai migashtam ke tanhaimo biam unja

biam unjao khodamo khali konam

biamo az hameye donya del bekanamo be azadi del bedam

ta inke emro0z webloge yeki az do0stamo didamo be saram zad ke shayad

shayad inja beto0ne hamdame tanhaiyam bashe

shayad inja beto0ne be harfe delam go0sh koneo hichvaghtam az dastam khaste nashe

bishtar az in edamash nemidam ke shayad shomaha ro khaste konam

نوشته شده توسط يه قطره بارون در ساعت 12:31 | لینک  |